محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5467
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و دستور داد با هر كس از ياران عبد الرحمان ابناوى يا ديگران كه خواهد وارد آن شود ، نبرد كند . در اين سال عبد الرحمان بن جبله ابناوى در اسدآباد كشته شد . سخن از كشته شدن عبد الرحمان بن جبلهء ابناوى عبد الرحمان بن صالح گويد : وقتى محمد مخلوع ، عبد الرحمان ابناوى را به همدان فرستاد ، دو پسر حرشى ، عبد الله و احمد را با سپاهى بزرگ از مردم بغداد از پى وى فرستاد و دستورشان داد كه در قصر دزدان فرود آيند و شنوا و مطيع عبد الرحمان باشند و اگر به كمك آنها نياز داشت كمك وى باشند . گويد : وقتى عبد الرحمان با امان سوى طاهر رفت به طاهر و ياران وى چنان مىنمود كه وى به صلح است و از پيمانها و قرارهاى آنها خشنود است . آنگاه به وقتى كه ايمن بودند غافلگيرشان كرد و ناگهان طاهر و يارانش متوجه شدند كه آنها هجوم آوردهاند و تيغ در ايشان نهادهاند . پيادگان اصحاب طاهر با شمشير و سپر و تير مقاومت آوردند و زانو زدند و به سختى نبرد كردند ، پيادگان مهاجمان را دفع مىكردند تا وقتى كه سواران آماده شدند و وارد نبرد شدند و نبردى بسيار سخت كردند چندان كه شمشيرها قطعه قطعه شد و نيزه ها در هم شكست . گويد : عاقبت ياران عبد الرحمان فرارى شدند . خود او با كسانى از يارانش پياده شد و نبرد كرد تا كشته شد ، يارانش به دو مىگفتند : فرصت فرار دارى ، فرار كن كه اين قوم از نبرد واماندهاند و كارزار خسته شان كرده است و قوت و حركت تعاقب ندارند ، اما او مىگفت : « هرگز باز نمىگردم و امير مؤمنان چهرهء مرا هزيمت شده نخواهد ديد » گويد : از ياران عبد الرحمان بسيار كس كشته شد ، اردوگاهش به غارت